تبليغاتX
كلبه ي تنهايي

كلبه ي تنهايي

اگر یادتان بود و باران گرفت نگاهی به احساس گلها کنید

خدايا ! به آنان که ادعاي عاشقي تو را دارند ........  

  بياموز ...

   که بزرگ ترين گناه شکستن دل آدميان است

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 13:43  توسط یه تنها  | 

رنج تلخ است ولي وقتي آن را به تنهايي مي کشيم

   تا دوست را به ياري نخوانيم، براي او کاري مي کنيم و

 

   اين خود دل را شکيبا مي کند.

 

   طعم توفيق را مي چشاند.

 

   و چه تلخ است لذت را "تنها" بردن

   و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن

   و چه بدبختي آزاردهنده اي ست "تنها" خوشبخت بودن

  
در بهشت تنها بودن سخت تر از کوير است.


  
در بهار هر نسيمي که خود را بر چهره ات مي زند ياد

   "
تنهايي" را درسرت زنده ميكند .

   "
تنها" خوشبخت بودن خوشبختي اي رنج آور و نيمه تمام است .

   "
تنها" بودن ، بودني به نيمه است

  
و من براي نخستين بار در هستي ام رنج "تنهايي    " را احساس کردم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 13:39  توسط یه تنها  | 

...

من نمی توانم ادعا کنم همواره به یاد کسانی هستم

      که دوستشان دارم

       اما می توانم ادعا کنم لحظاتی که به یادشان نیستم

       نیز دوستشان  دارم

 

تنها شادی  زندگی من این است که هیچ کس نمی داند

      تا چه اندازه غمگینم....!!! 

 

 

تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم

      تو را به خاطر عطر نان گرم

      برای برفی که آب می شود دوست می دارم

      تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

      تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم

      تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

      برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت

      لبخندی که مهو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می دارم

      تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم

      برای پشت کردن به ارزوهای مهال

      به خاطر نابودی توهم و خیال دوست می دارم

      تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

      تو را به خاطردود لاله های وحشی

      به خاطر گونه ی زرین افتاب گردان

      برای بفشیه بنفشه ها دوست می دارم

      تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

      تو را به جای همه کسانی که ندیده ام دوست می دارم

      تو برای لبخند تلخ لحظه ها

      پرواز شیرین خا طره ها دوست می دارم

      تورا به اندازه ی همه ی کسانی که نخواهم دید دوست می دارم

      اندازه قطرات باران ، اندازه ی ستاره های اسمان دوست می دارم

      تو را به اندازه خودت ، اندازه ان قلب پاکت دوست می دارم

      تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

      تو را به جای همه ی کسانی که نمی شناخته ام ...دوست می دارم

      تو را به جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام ...دوست می دارم

      برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می شود و برای نخستین گناه

      تو را به خاطر دوست داشتن...دوست می دارم

      تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم...دوست می دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 13:35  توسط یه تنها  | 

جوانی

در سایه سار سکوت تلخ غروب همین امروز

     به پای صحبت تو خواهم نشست

     و می نویسم از تنهایی از بیگانگی از عشق و از غم

    ای کاش می توانستم لحظه ای دل را رها سازم

     و اشک را بدرقه راه سختی ها کنم.

     اما افسوس که قلبم در آستانه غمهای زندگی تیر می کشد

     و اجازه نفس کشیدن را از من می گیرد

     ای پروردگار خوبی ها خدای من کودکی را در چه سپری کردم

     جز اینکه نوجوانی قبل از جوانی طی شد

     و سایه خوشبختی را در این دو فاصله حتی مساوی ندیدم.

     جوانی از راه رسید همچون بهار

     ولی نه هر سال مثل بهار مثل پاییز مثل راه رفتن روی برگها...

     صدای پای جوانی من صدای خش خش برگهاست.

     کودکیم مثل باریدن باران بود گذشت.

    نوجوانیم مثل باد وزید مثل طوفان

    جوانی ام را نمی دانم به چه خواهد گذشت

    زندگی سرابی بیش نیست

    چرا که سالهاست به دنبال آن می دوم

    ولی هر بار سکوت زبانم را می گیـــــرد...

    ****

    اینک من جوانی خود را گم کرده ام

    هیچ کس کمکم نمی کند در یافتن آن

   زیرا همه در پی جـــوانی خود در جستجویند...

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 13:31  توسط یه تنها  | 

 ای باغبان! رهایم کن!

          من بی‌نیاز زحمت پرچین و قیّمم!

ای مهربان،

رویاندنم کافی است!

                              بگذار بالیدن بیاموزم!

سخت است آری در تب و طوفان، بی تکیه بر دیوار، روییدن!

می‌دانمت...

می‌دانمت اما نیاز من...

                             رؤیای من...

                                      اما غرور من...!

در حسرت پروانه‌ها ماندم...

                   من ریشه در خاکم رهایم کن!

از قیّم وابستگی‌هایت

                             روزی جدایم کن...! جدایم کن!

ای باغبان از من چه می‌دانی!؟

          بگذار بی‌تردید در پای اقاقی‌ها بپیچم!

                                      این بودن من ‌است!

                  از کجا پیداست...!؟

                             شاید که من نیلوفرت باشم!!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 13:30  توسط یه تنها  | 

کاش این رادرک میکردی که اگرخداحافظی در کار است

هرگز دست کسی را نگیر

اگررها خواهی کرد

هرگز به کسی نگودوستت دارم

امامن این را خوب میدانم که رسم روزگار همیشه همین طور است

آن کسی را که دوست داری زود از دست میرود

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 9:15  توسط یه تنها  | 

بچه كه بوديم

دخترا عاشق عروسك بودن و پسرا عاشق مرداي قوي!!!

بزرگ كه شديم

دخترا عاشق مرداي قوي شدن و پسرا عاشق عروسك!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 19:25  توسط یه تنها  | 

قول

اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد بهت قول نمي دم که مي خندونمت ولي

 

 مي تونم باهات گريه کنم اگه يه روز نخواستي به حرفاي کسي گوش کني

 

 بهم بگو .... قول مي دم که خيلي ساکت باشم اگه يه روز خواستي در

 

 بري حتما خبرم کن قول نمي دم که ازت بخوام بموني اما مي تونم باهات

 

 بدوم اگه يه روز سراغم رو گرفتي و خبري ازم نشد سري بهم بزن احتمالا

 

 بهت احتياج دارم اما اگه يه روز رفتي و ديگه برنگشتي بهت قول نمي دم

 

 که منتظرت مي مونم اما ازت مي خوام وقتي اومدي يه شاخه گل رو قبرم

 

 بزاري

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 18:48  توسط یه تنها  | 

                 

               

من از نهایت شب حرف میزنم

من از نهایت تاریکی

و از نهایت تنهایی

در این دخمه ی سکوت

اگر به خانه ی من آمدی ای مهربان

چراغی از مهربانی بیاور

تا از دریچه ی این کلبه ی تنهایی

به ازدحام خوشبختی بیرون بنگریم

خورشید همین نزدیکی است

جایی در کنار ما

یا درون ما

دوستت دارم

ای روشنایی کلبه ی تنهایی من

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 10:44  توسط یه تنها  | 

عشق....

 

 

عشق يعني دستهايم ماله توست

چشمهاي خسته ام دنبال توست

عشق يعني ما گرفتار هميم

دوستدار هم طرفدار هميم

هرچه ميخواهد دلش آن مي كند

ميكشد مارا و كتمان ميكند

عشق غير از تاولي پر درد نيست

هركس اين تاول ندارد مرد نيست

آمدم تا عشق را معنا كنم

بلكه جاي خويش را پيدا كنم

آمدم ديدم كه جاي لاف نيست

عشق غير از عين و شين و قاف نيست

ميخواهم پروانه اي باشم در دامنه شمع هاي غريب...

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 10:40  توسط یه تنها  | 

روياهايت را با خودت نگه دار که بي آن به زندگي اميدي نيست ........


روزهايت را با شتاب سپري نکن که در شتاب نه آغازيست نه پاياني .......


زندگي مسابقه نيست .....سفريست با گامهاي جاري لحظه ها ........


لحظه ها را گذرانديم تا به خوشبختي برسيم  ...


غافل از اينکه خوشبختي همان لحظاتي بود که گذرانديم ......


                                              همان لحظه هايي که گذرانديم

    

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 23:45  توسط یه تنها  | 

عقشولانه

. ..

Uploaded Image

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 13:15  توسط یه تنها  | 

سو تی ها ی تلویزیون ایران

سوتی ها تلوزیون ایران


*چند ماه پیش این پسره (امیرمحمد) به عمو پورنگ گفته بذار یه ماچ از لبات بگیرم و پورنگ هم سرخابی شده!
*توی اخبار سراسری بود که آقای بابان همراه همکار خانومش می‌خواست خداحافظی کنه گفت: به همراه خانمم از شما خداحافظی می کنم!
*برنامه‌ی صبح ایرانی رادیو سراسری که از ساعت ۶ و خورده ای صبح شروع میشه یک مجری خانم داره به اسم قلع ریز یا مشابه اون که یه روز، گفتند: یک خبر جالب می‌خوام براتون بخونم، تو اینترنت می‌گشتم (!) این خبر رو دیدم که نوشته یک پیرمرد به مدت ۵۰ سال بالای درخت زندگی کرده و بعد فرمودند که: شوخی نیست، طرف ۵ قرن بالای درخت بوده!
*يه تبلیغی جدیدا تو تلویزیون نشون میده که ظاهرا مال یک شرکت آموزش کنکور به اسم " تست قرمز " هست ... خلاصه یه پسره رو نشون میده که کتابای اینا رو می خونه بعد میره سر جلسه با خیال راحت تست میزنه ...فقط یه نکته ای هست ... این پسره سر جلسه کنکور فقط یه پاسخ نامه دستشه ... هیچ پرسش نامه ای وجود نداره ...!
*یکی از برنامه های زنده شبانه چند سال قبل بود که تو شبکه تهران پخش می شد و احمدزاده و حسینی مجریاش بودن. خسرو شایگان (دوبلور) تلفنی باهاشون تماس گرفته بود و اینا هم گیر داده بودن که یه آهنگی رو که معمولا زمزمه می‌کنی بخون. هرچی این بنده خدا می گفت الآن چیزی یادم نیست ول کن نبودن که یه دفعه شروع کرد به خوندن : مرا ببوس ...! مرا ببوس ... اون دو تا هم که دستپاچه شده بودن فورا گفتن به به چه صدای خوبی! حالا می‌رسیم سر سوال بعد و هر جور بود نذاشتن بقیشو بخونه.
*یه بارم تو برنامه کودک (حالا همه فکر میکنن من برنامه کودک می بینم) عمو پورنگ اجرا می کرده مسابقه تلفنی بوده یه دختره زنگ زده بوده ، پورنگ بهش میگه بابا خونه هست باهاش صحبت کنم میگه هست ولی حمومه ، میگه مامان چه طور ؟ میگه مامانمم حمومه !!!
*یه بار گوینده اخبار ساعت ۲ می‌خواست بگه وفات پدر آقای احمدی نژاد گفت: شهادت پدر آقای احمدی نژاد که سریع درست کرد. ولی معلوم بود اعصابش خرد شده و چند تا اشتباه دیگه هم کرد.
*يه خاطره ديگه از عمو پورنگ (يه صداي دخترونه)
- الو ؟
- الو ؟
- سلام
- سلام
- خوبي
- مرسي . عمو پورنگ ؟
- جانم ؟
- من خيلي دوستتون دارم
- منم خيلي دوستت دارم عزيزم . اسمت چيه ؟
- كتايون
- كتايون ؟ خوبي ؟
- بله
- كتايون ؟ من ازت سوال مي پرسم . تو بگو كتايون . باشه ؟
- باشه
- كي از همه بهتره ؟
- كتايون
- كي تو كارا به مامان كمك مي كنه ؟
- كتايون
- كيه كه مامان دوستش داره ؟
- كتايون
- كيه كه بابا وقتي از در مياد ماچش مي كنه ؟
- مامان
* همین 5 شنبه بازی پرسپولیس - ابومسلم بود بین دو نیمه زنگ زدن به فنایی برای مسایل داوری و اینا فنایی گفت : قبل از هر چیز اجازه بدین فرارسیدن ماه محرم رو خدمت شما و بینندگان تبریک عرض کنم...


لطفا بهانه گیری نکنید

خوش تیپ میکنی میگن چه جلفی هستی این هم مانتوست که تنت کردی و ...


تیپ نمی زنی میگن نگاه کن مثل دهاتیهاست انگار از پشت کوه اومده چه قدر بد تیپ و بد لباسی.

ساکت می شینی میگن ای بی زبون چرا حرف نمیزنی زبونتو موش خورده

صحبت میکنی میکن الحق که این خانوما به جز حرف زدن چیزی بلد نیستند

غذا زیاد میخوری میگن مثل این کشنه مردها ببین چه طوری افتاده رو غذا

غذا کم میخوری میگن بیچاره انقدر نخورده معده اش درد میگیره زیاد بخوره

ازشون خوب میگی خودشونو گم میکنن میگن تو عاشق و مرده ی منی

ازشون انتقاد میکنی میگن خانوما همه زبون دراز اند و فقط بلدن از ما اقایون

بد بگن

پشت کامپیوتر نمی شینی میگن تو از دنیا عقبی عصر عصره اطلاعاته تو

باید الان کامپیوتر را فول باشی و...

پشت کامپیوتر می شینی میگن میخوای بری جلف بازی در بیاری و ...

البته نمی شه راجع به همه این طوری قضاوت کرد اما عده ی نیز هستند

.

(نظر یادت نره )

اگه گفتي عرب مخفف چيه ؟ عدم رعايت بهداشت

تو بهترين، زيباترين، مهربون ترين، خوش تيپ ترين، دوست داشتني ترين، با شخصيت ترين دوستي که داري: منم

ترکه باخرش ميرفته بعد فارسه مي بينه که ترکه بربري مي خوره به خرش نون فانتزي مي ده ازترکه مي پرسه چرا به خرت نون فانتزي ميدي وخودت بربري مي خوري ميگه خرهاي ما فارسن

يا ايهاالساقي ادر کاسا و ناولها که عشق آسان نمود اول ولي تالار و شام و عاقد و عکاس و آرايشگر و فيلم و لباس و تاج و کفش و کيف و ساک و سکه و شمش و پلاک و شمعدان و ساعت و زنجير و سرويس طلا آنهم از آن سرويس خوشگلها... و از اين جور مشکلها

شعارهاي جديد انرژي هسته اي: انرژي هسته اي آزاد بايد گردد! آمريکا در چه فکريه... ايران پر از هسته‌ايه واي اگر انرژي هسته اي حق مسلم ماست تا خون در رگ ماست... انرژي هسته اي حق مسلم ماست! عقاب آسيا کيه ؟ ... انرژي هسته ايه ما انرژي هسته اي ميخوايم ، يالا يالا ، حالا واي واي ، واي واي واي واي

به ترکه ميگن چرا جورابات يه لنگش آبي يكي قرمز ؟ ميگه والا نميدونم بدبختي اينه كه يه جفت ديگه هم تو خونه دارم همين طوري...

پسر ها و دخترهاااااااااااااا
در مورد پسرهای گل:

تجربه نشون داده که روي حرف پسرها نميشه حساب کرد!
تجربه نشون داده که پسرها عمدتا تنوع طلب هستند و خيلي سخت قانع ميشوند!
تجربه نشون داده که پسرها براي رسيدن به چيزي حاضرند دست به هرکاري بزنند!
تجربه نشون داده که پسرها در مورد دوستان همجنس خود هيچ تضميني در مورد رفاقت ندارند!
تجربه نشون داده که پسرها براي ايجاد امنيت براي gf خودشون حاضرند دست به خودکشي‌هاي مصلحتي بزنند! (در حالي که از من هم شنگولترند!)
تجربه نشون داده که پسرها براي عاشق شدن خيلي ساده هستند و راحت گول ميخورند!
تجربه نشون داده که پسرها 90% از دخترها کمتر در مورد چيزي تلاش ميکنند! و نتيجه‌ي بهتري هم ميگيرند! (بخصوص در مورد درس!)
تجربه نشون داده که پسرها اگه در واقعيت به چيزي نرسند شروع به رويا پردازي ميکنند! و در خيال به آن ميرسند!
تجربه نشون داده که پسرها عمدتا (نه همگي) در برخورد اول چهره‌ي ساختگي از خود نشون ميدهند!

ولي در مورد دخترها:

تجربه نشون داده که روي حرف دخترها تا وقتي که پاي پسر ديگري ميون نباشه خيلي ميشه حساب کرد (ولي متاسفانه هميشه پسر ديگري وجود داره!؟)
تجربه نشون داده که دخترها تنوع طلب‌تر از پسرها هستند! (اگه ليست بگيريم! يه پسر اگه خوش شانس باشه روزي 1 شماره ميتونه به يه دختر بده! ولي يه دختر در يک روز شايد 200 تا شماره از پسر بگيره!
تجربه نشون داده که دخترها براي رسيدن به چيزي دست به کار فيزيکي نميزنند! ولي هر کلک يا حقه‌اي که بتونند رو اجرا ميکنند!
تجربه نشون داده که دخترها فقط از روي مصالح خود با دوستان همجنس خود ارتباط دارند (شايد کمبود امکانات(نکته کنکوری)!)
تجربه نشون داده که دخترها براي فهميدن دوستي طرف مقابل صحنه سازي‌هاي مصلحتي ميکنند! (در مورد پسرهايي که باعث مزاحمت و رنجش حاج خانوم شده‌اند صحبت ميکنند!)
تجربه نشون داده که دخترها ديرتر به کسي اعتماد ميکنند و بيشتر گول ميزنند تا گول بخورند!
تجربه نشون داده که دخترها بيشتر بخاطر حسادت نسبت به کسي، در مورد کاري تلاش بيشتري ميکنند! (حتي در مورد غيبت کردن!)
تجربه نشون داده که دخترها بيشتر از پسرها از واقعيت فرار ميکنند!
تجربه نشون داده که دخترها در همون برخورد اول استراتژي خود رو در مورد ارتباط با يک پسر تعيين ميکنند! (برخورد يک دختر در بار اول فوق العاده انعطاف پذير است! در حالي که در دفعات بعدي برخورد يک دختر بر حسب شناختي است که از همون برخورد اول بدست آورده!؟ حتي اگر اين شناخت ناقص باشد!)


اگه خوشت اومد نظر بده........

+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 19:37  توسط یه تنها  | 

روش جواد شدن

- يك عدد پيكان 57 مدل جوادي با رنگ سبز يا نارنجي با لاستيك دور سفيد
2 - نوشتن نام تايتانيك بر روي شيشه ي عقب و آرم پرنسس بر روي درها
3 - آهنگ دوبس دوبس با صداي بلند در ماشين
4 - دوتا بلندگوي اضافه در ماشين
5 - نوشتن ،عبارت چون كه تكي .... با نمكي روي گوشه ي شيشه ي عقب
6 - پاتوق ها : چمن هاي پارك بوستان سعدي و شهربازي
7 - پاتوق اينترنتي :Yhaoo Messenger!
8 - تكه كلام ها :كوچيكيتيم ، كرتيم ، زت زياد
9 - ژل به مقدار زياد و مدل ميكروبي و خروسي توصيه مي گردد
10 - ماشين مورد علاقه: پيكان آردي
11 - شخصيت مورد علاقه : علي پروين
12 - گوش دادن به آهنگ هاي جواد يساري
13 - پوشيدن شلوار 6 جيب و كاپشن چرمي
14 - در دست داشتن تسبيح

+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 19:34  توسط یه تنها  | 

روش درس خوندن دختر ها و پسر ها

دخترها:
بعضي از اونا واقاً مي خونند وقتي ميرن سر كتاب تا يكي دو ساعت ديگه كلشونو از كتاب بر نمي دارند . عادت دارند زير مطالب كتاب خط بكشند كه بعدا بخونند
بعضي هاشون هم كه مثلا درس مي خونند كتاب جلوشونه چشمشون هم روي كتابه ولي حواسشون يه جاي ديگست ...
يه عده اي هم هستند كه به بهونه اينكه مشكل دارن زنگ ميزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود يك ساعت و اندي به طوري كه اشك و دود تلفن در مياد براي هم قصه بي بي چساره تعريف مي كنند.
و اما پسر ها:
يا درس نمي خونند يا وقتي مي خواند بخونند بايد حسش بياد. وقتي حسش مياد كه شب امتحانه ...
يه كم كه درس خوندند يه موردي پيش مياد و بهش خيره مي شوند
و به يه چيزي فكر مي كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند ميشند ميرن استراحت مي كنند بعد از يك ساعت استراحت دوباره ميرند ميشينند فكر مي كنند . وقتي فكرشون تموم شد كتاب را ورق ميزنند يه كم براندازش ميكنند وزنش مي كنند استخاره مي كنند براي خودشون تقسيمش مي كنند ميگند تا ساعت فلان اينقدر مي خونم تا ساعت فلان اينقدر بعد ميرن استراحت كنند . حين استراحت حسشون تموم ميشه
حال ندارند برند بخونند ولي چون مي دونند فردا امتحان دارند پا ميشند ميرند سر كتابشون.
همينجور كه مي خونند هيچي حاليشون نيست چون جاي ديگه فكر مي كنند(لازم به ذكر است كه هيچ وقت در هيچ موقعيتي فكر نمي كنند فقط موقع درس خوندن فكرشون مياد) بعد از نيم ساعت دوباره ميرن استراحت، بعد سه ربع استراحت مي بينند خيلي دير شده .دوباره ميرنند درس بخونند اين بار مي خونند يه چيزايي هم ياد ميگيرند ولي چيزايي كه ياد نمي گيرند را ميذارند كه فردا از دوستاش بپرسند يه كم به معلمشون فحش ميدند مي گند اينارو درس نداده . خلاصه آخرش نميرسند كتاب را تموم كنند فردا ميرند ميبينند كه دوستاشون يه چيزايي مي گند كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد ميشه اونايي هم كه خونده بودند يادشون ميره به همين سادگي


+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 19:33  توسط یه تنها  | 

جک

/) /)
@@ \_____/
/ /\ ____\
¤¤ | | | |
^^ ^^
dosti ma tamam shod akseto pas begir.


**************************************************

* * * * * * * * *
* * * * * * * * * *
* * * * * * * *

inaro ke mibini dunehaye barfan alan ab mishan ride mishe tu gushit...!

***************************************************
: مردها مثل « مخلوط كن » هستند
. در هر خانه يكي از آنها هست ولي نميدانيد به چه درد ميخورد

: مردها مثل « آگهي بازرگاني » هستند
. حتي يك كلمه از چيزهائي را كه ميگويند نميتوان باور كرد

: مردها مثل « كامپيوتر » هستند
. كاربري شان سخت است و هرگز حافظه اي قوي ندارند

: مردها مثل « سيمان » هستند
. وقتي جائي پهنشان ميكني بايد با كلنگ آنها را از جا بكني

: مردها مثل « طالع بيني مجلات » هستند
. هميشه به شما ميگويند كه چه بكنيد و معمولاً اشتباه مي گويند

: مردها مثل « جاي پارك » هستند
خوب هايشان قبلا" اشغال شده و آنهائي كه باقي مانده اند يا كوچك هستند يا جلوي درب منزل مردم

: مردها مثل « ذرت بو داده »هستند
. بامزه هستند ولي جاي غذا را نمي گيرند

: مردها مثل « باران بهاري » هستند
. هيچوقت نميدانيد كي مي آيند ، چقدر ادامه دارد و كي قطع ميشود

: مردها مثل « پيكان دست دوم » هستند
. ارزان هستند و غير قابل اطمينان

: مردها مثل « موز » هستند
. هرچه پيرتر ميشوند وارفته تر ميشوند

: مردها مثل « نوزاد » هستند
در اولين نگاه شيرين و با مزه هستند اما خيلي زود از تميز كردن و مراقبت از آنها خسته مي شويد


+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 19:32  توسط یه تنها  | 

باحالترين ويژگي هاي دخترا و پسراي ايروني


?-دختر ها خيلي دوست دارند جاي پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جاي دختر ها باشند
2- اگر يه دختر يک مشکل غير قابل حل داشته باشه از خونه فرار ميکنه اما يه پسر اگر يک مشکل غير قابل حل داشته باشه اعضاي خانواده اش رو از خونه فراري ميده

3- يه دختر اگر دو تا مشکل غير قابل حل داشته باشه خودکشي ميکنه اما يه پسر اگر دو تا مشکل غير قابل حل داشته باشه اعضاي خانواده اش رو ميکشه

4- يه پسر اگر 3 تا مشکل غير قابل حل داشته يه هفته افسرده ميشه بعد با 3 تا مشکل کنار مياد و زندگيش رو ميکنه اما تا کنون دختري که 3 تا مشکل داشته باشه ديده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل خودکشي ميکنند و به سه تا نميرسه مشکلاتشون

5- دخترا از پسرا موهاشون کوتاهتره

6- دخترا مي خوان سر پسرا کلاس بزارن اما در نهايت سر خودشون کلاه ميره ولي پسرا مي خوان سر هر موجود زنده اي که ميبينن کلاه بزارن و در نهايت موفق ميشن

8- نقطه قوت پسرا چشماشونه اما نقطه قوت دخترا چشم و گوش ابرو و دماغ و دهن و .........هست

9- دخترا با اينکه بيشتر از پسرا قوانين راهنمايي و رانندگي رو رعايت ميکنن اما خيلي بيشتر از پسرا تصادف ميکنن و در هر تصادف رد پاي يک دختر به چشم مي خوره

10- دخترا فکر مي کنن بهترين راه براي داشتن يک رابطه خوب و مداوم صداقت و راستگويي هستش ولي پسرا مطمئن هستند بهترين راه دروغگويي و گرفتن سوتي از طرف مقابله

11- دختر ها از درس و مدرسه بيزارند ولي پسر ها از درس و مدرسه فراري هستند

12- پسر ها به هم حسودي نمي کنن اما دخترا به هم حسودي مي کنن

13- اگر برادرتون دوست دختر داشته باشه شما سعي مي کنيد با اون دختر آشنا بشيد ولي اگر خواهرتون دوست پسر داشته باشه شما قسم مي خوريد! که هم پسره و هم خواهرتون رو سر به نيست کنيد

14- دختر ها زير بار حرف زور ميرن اما پسر ها خودشون حرف زور ميزنن

15- دخترا زندگي مشترک رو در عشق و صفا و صميميت مي بينن ولي پسر ها در غذا

16- اگر يک دختر در يک جمع سوتي بده تا آخر ديگه هيچ حرفي نميزنه اما پسر ها در يک چمع فقط سوتي ميدن

17- يک دختر اگر 24 ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده ميشه اما يک پسر اگر 24 ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه با اون يکي دوست دخترش صحبت ميکنه

18- پسر ها ميدونن جنبش فمنيسم چيه واسه همين ازش متنفرن ولي دختر ها نميدونن جنبش فمنيسم چيه واسه همين طرفدارشن

19- يک دختر اگر با دوست پسرش به هم بزنه ديگه با هيچ پسري دوست نميشه اما يه پسر اگر با دوست دخترش به هم بزنه با 3-4 تا دختر ديگه دوست ميشه

20- يک دختر اگر توي خيابون پسري ازش بپرسه ساعت چنده ميگه:ساعت 7.اما يه پسر اگر يه دختر ازش ساعت بپرسه ميگه :ساعت 7 و 2 دقيقه و 24 ثانيه,اينم شماره تلفن من ..... سر ساعت 9 منتظر تماستم

21- اگر يه دختر به يه پسر نگاه کنه , پسره فکر مي کنه که خيلي خوش تيپه ولي اگر يه پسر به يه دختر نگاه کنه دختره فکر ميکنه که پسره چقدر بي چشم و رو هستش

22- دختر ترشيده ميشه اما پسر بلعکس رسيده تر ميشه نه

23- بعد از خوندن اين مطلب پسرا اول 2 دقيقه فکر ميکنن تا مفهوم مطلب رو بفهمند و چون بعد از دو دقيقه نمي فهمند مي زنن زير خنده و ميگن خيلي باحال بود اما دخترا بعد از خوندن اين مطلب 2 ساعت حرص مي خورن و فکر ميکنن به شخصيت دختراي ايروني توهين شده و در نهايت چون مفهوم اين مطلب رو نفهميدن به نويسنده اش ميل ميزنن و فحش ميدن

(البته فحش دادن يکي ديگر از کارهاي دختران است) بد وااااااا ...انجام نديد سو استفاده نشه هااااااا
+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 19:29  توسط یه تنها  | 



do

doo

doos

dooset

doosetta=6ta

قلب پسرا مثل قبرستونه ...

 

 

 کسی که بره اونجا دیگه بیرون نمی آید ..

 

 

 ولی قلب دخترا . . . .  مثل هتل پنج ستاره است

 

 

 معلوم نیست کــــی می یاد   و کـــــی می ره .

حال کردین؟؟؟

شیمی:عشق تنها اسیدیست که در قلب اثر میکند.

فیزیک:قلب تنها آهن ربا عشق را جذب میکند.

ادبیات:عشق مانند لیلی و مجنون اثر نظامی است.

ورزش:عشق تنها توپی است که هیچگاه به اوت نمیرود.

زیست شناسی:عشق نوعی میکروب است که از راه دل وارد میشود.

زبان:عشق تنها فعلی است که اي و دي نميگيرد و به گذشته بر نميگردد.

زمين شناسي:عشق تنها فسيلي است كه در قلب باقي ميماند

می بینین من اونقدر درس دوست دارم که به عشق هم با درسها نگاه میکنم هه هه هه هه هه

 


+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 19:26  توسط یه تنها  | 

خزان عشق

نظر بده ...

نظر بده ...

نظر بده ...اگه خوشت اومده نظر بده تا ... بیشتر بذارم ...نظر بده ...

HydroForum ® Group

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 16:36  توسط یه تنها  | 

ناب ناب


شماره ی رپرها

سروش هيچ کس : ۰۹۳۵۴۲۳۱۴۳۴
رضا پيشرو : 09126275862
حسين تهي : 09329510111
سينا نرگال : 09125342749
سامان فينچر : 09125342749
بابک تيغه : 09122276501
امير تتلو : 09123702067
نيما فايتر : 09352521113
پارسا دياکو : 09121395668
شاهين فلاکت : 09329169569
حسام استپس : 09122796320
پارازيت : 09111544572
سعيد توپاک : 09125879347
 داريا :02177459712
عليش مس : 09121253788
افشين يار2 : 09123434763
آهورا : 09122347680
کامي ام سي : 09122503820
بيباک : 09126543287
حامد  : 09163076761
حسين ابليس : 09156437687
ساسي شيدي : 09124617732

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 1:57  توسط یه تنها  | 

صلوات

صلوات : بهترين هديه از طرف خداوند براي انسان است.

صلوات : تحفه‌اي از بهشت است.

صلوات : روح را جلا مي‌دهد.

صلوات : عطري است كه دهان انسان را خوشبو مي‌كند.

صلوات : نوري در بهشت است.

صلوات : نور پل صراط است.

صلوات : شفيع انسان است.

صلوات : ذكر الهي است.

صلوات : موجب كمال نماز مي‌شود.

صلوات : موجب كمال دعا و استجابت آن مي‌شود.

صلوات : موجب تقرب انسان است.

صلوات : رمز ديدن پيامبر در خواب است.

صلوات : سپري در مقابل آتش جهنم است.

صلوات : انيس انسان در عالم برزخ و قيامت است.

صلوات : جواز عبور انسان به بهشت است.

صلوات : انسان را در سه عالم بيمه مي‌كند.

صلوات : از جانب خداوند رحمت است و ار سو فرشتگان پاك كردن گناهان و از طرف مردم دعا است.

صلوات : برترين عمل در روز قيامت است.

صلوات : سنگين‌ترين چيزي است كه در قيامت بر ميزان عرضه مي‌شود.

صلوات : محمبوب‌ترين عمل است.

صلوات : آتش جهنم را خاموش مي‌كند.

صلوات : زينت نماز است.

صلوات : گناهان را از بين مي‌برد.

صلوات : فقر و نفاق را از بين مي‌برد.

صلوات : بهترين داروي معنوي است.

چه خوب است كه انسان هميشه اهل صلوات، باشد. چرا كه پيامبر نيز دائم الصلوات بوده‌است.

چه خوب است كه هميشه زيان انسان مشغول ذكر صلوات، باشد و فضاي جامعه و محيط كار خود را معطر به صلوات، نماييم.

با ذكر صلوات، غم و اندوه و حزن را از خود دور كنيد.

با يك صلوات، نوري در بهشت براي خود بيافرينيد.

با يك صلوات گناهان خود را پاك و تولدي ديگر براي خود بوجود آوريد.

با يك صلوات پاداش هفتاد و دو شهيد را براي خود ثبت كنيد.

با يك صلوات ده حسنه براي خود ثبت كنيد.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 1:16  توسط یه تنها  | 

اسامی زوج های هنرمند


ازدواج ستاره های هنری در تمام دنيا بسيار جذاب و خبر ساز است و در ايران نيز معرفی زوجهای هنری ايرانی هم برای دوستداران هنر خالی از لطف نيست.

نيما فلاح - سحر ولد بيگي
علي دهكري - آفرين چيت ساز
حسن پورشيرازي - مهنار افضلي
حميد سمندريان - هما روستا
محد رضا شريفي نيا - آزيتا حاجيان
علي مصفا - ليلا حاتمي
يوسف مراديان - سار خوئيني ها
مهدي هاشمي - گلاب آدينه
امين حيايي - نيلوفر خوش خلق
بهرام بيضايي - مژده شمسايي
بهزاد فراهاني - فهيمه رحيم نيا
مجيد جعفري - اكرم محمدي
نيما بانكي - ليلي رشيدي
احمد حامد - فاطمه معتمد آريا
جمشيد جهانزاده - فرزانه نشاط خواه
عزيز ساعتي - ميترا محاسني
آتش تقي پور - شهين عليزاده
بهروز بقايي - پرستو گلستاني
رفيع پيتز - آتنه فقيه نصيري
هادي مرزبان - فرزانه كابلي
جلال مقامي - ر فعت هاشم پور
مهرداد شكرابي - عاطفه رضوي
عبدالرضا گنجي - فاطمه گودرزي
فريبرز كامكاري - الهام پاوه نژاد
اصغر همت - افسر اسدي
محمد رحمانيان - مهتاب نصير پور
علي اسيوند - حميرا رياضي
داوود رشيدي - احترام برومند
امين تارخ - منصوره شادمنش
جهانگير كوثري - رخشان بني اعتماد
پيام صابري - زيبا بروفه
بهمن زرين پور - مينا جعفرزاده
پيمان قاسم خاني - بهاره رهنما
امير جعفري - ريما رامين فر
عباس صالحي - رزيتا غفاري
سعيد تهراني - لادن طباطبايي
محمود پاك نيت - مهوش صبر كن
جمشيد آهنگراني - منيژه حكمت
حسن جوهرچي - مهناز بيات
اتيلا پسياني - فاطمه تقوي
حسين عرفاني - شهلا ناظريان
اسماعيل رياحي - شهلا رياحي
شهرام اسدي - لادن مستوفي
محسن مخملباف - مرضيه مشگيني
بهروز افخمي - ناهيد طلوع
فرخ نعمتي - سهيلا رضوي
كيومرث پوراحمد - مهرانه ربي
مير ولي ا.... مدني - رويا تيموريان
فرشيد نوابي - الهام چرخنده
مرحوم فيروز بهجت محمدي - آزيتا لاچيني
معسود جعفري جوزاني - فهيمه سرخابي
نجف دريا بندري - فهيمه راستكار
سروش خليلي - فاطمه دانش زاد
حميد فرخ نژاد - فروزان جليلي فر
غلامرضا آزادي - فريال بهزاد
ابوالفضل جليلي - مريم اشرفي ( عكاس )
محمود كريمي حكاك - ياسمين ملك نصر
بابك نوري - هاله ارجمند كرماني
شاهرخ فروتنيان - افسانه چهره آزاد
فرشيد رحيميان - كتايون رياحي
ناصر هاشمي - سيما تيرانداز
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 1:14  توسط یه تنها  | 

خوب بودن

ارزش!
Value!


ارزش يک خواهر را،
از کسي بپرس
که آن را ندارد.

To realize
The value of a sister
Ask someone
Who doesn't have one.

ارزش ده سال را،
از زوج هائي بپرس که
تازه از هم جدا شده اند. To realize
The value of ten years:
Ask a newly
Divorced couple.

ارزش چهار سال را،
از يک فارغ التحصيل دانشگاه بپرس. To realize
The value of four years:
Ask a graduate.

ارزش يک سال را،
از دانش آموزي بپرس که
در امتحان نهائي
مردود شده است. To realize
The value of one year:
Ask a student who
Has failed a final exam.

ارزش يک ماه را،
از مادري بپرس که
کودک نارس به دنيا آورده است. To realize
The value of one month:
Ask a mother who has given birth to a premature baby.

ارزش يک هفته را،
از ويراستار يک مجله هفتگي بپرس. To realize
The value of one week:
Ask an editor of a weekly newspaper.

ارزش يک ساعت را،
عاشقاني بپرس که
در انتظار زمان قرار ملاقات هستند. To realize
The value of one hour:
Ask the lovers who are waiting to meet.

ارزش يک دقيقه را،
از کسي بپرس که
به قطار، اتوبوس يا هواپيما نرسيده است. To realize
The value of one minute:
Ask a person who has missed the train, bus or plane.

ارزش يک ثانيه را،
از کسي بپرس که
از حادثه اي جان سالم به در برده است. To realize
The value of one-second:
Ask a person who has survived an accident.

ارزش يک ميلي ثانيه را،
از کسي بپرس که در مسابقات المپيک،
مدال نقره برده است. To realize
The value of one millisecond:
Ask the person who has won a silver medal in the Olympics.

زمان براي هيچکس صبر نمي کند.
قدر هر لحظه خود را بدانيد.
قدر آن را بيشتر خواهيد دانست، اگر بتوانيد آن را با ديگران نيز تقسيم کنيد. Time waits for no one. Treasure every moment you have.
You will treasure it even more when you can share it with someone special.

براي پي بردن به ارزش يک دوست،
آن را از دست بده. To realize the value of a friend:
Lose one.

اين نوشته را به دوستان خود يا هر کسي که برايش آرزوي خوشبختي داريد، ارسال کنيد. صلح، عشق و کاميابي ارزاني همگان باد. Forward this letter to friends, to whom you wish good luck. Peace, love and prosperity to all .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 1:12  توسط یه تنها  | 

جیزه برو

این امکان وجود دارد که هر کدام از ما در مورد خانم ها اشتباه کنیم. بیشتر افراد جذب زیبایی هایی ظاهری شده و به سرعت گول می خورند.

 

برخي با بوسیدن پای زنانی که به آنها مانند یک تکه آشغال نگاه می کنند، فقط خودشان را کوچک کرده اند. شاید وقت و هزینه های گزافی را صرف خانم هایی کنید که تنها قصد سوء استفاده از شما را دارند.

اما آیا از اشتباهات خود درس می گیرید؟ نه، هر بار به خود قول می دهیم که متفاوت عمل کنیم. تصور می کنیم که اگر سخت تلاش کنیم و از انجام برخی کارها خودداری نماییم، نتیجه تغییر خواهد کرد.

خوب اگر شما همچنان همان تیپ های همیشگی را انتخاب کنید، هیچ چیز تغییر نمی کند؛ و مجددا، بارها و بارها قلب شما شکسته خواهد شد.

باید از خود در مقابل خانم هایی که در لیست زیر می بینید، به شدت محافظت کنید، تا بتوانید درقرارهای ملاقات خود یک قدم به سمت موفقیت نزدیک تر شوید.

1- خانم های فمینیست
این دست از خانم ها تصور می کنند که تمام ناخوشی های زندگی از مردها نشئت می گیرد و تنها کاری که که یک مرد می تواند انجام دهد این است که آلت تناسلی خود را  قطع کرده و یک جفت تخمدان به خود پیوند بزند. آنها تصور می کنند که وجود خانم ها، فرشته وار است و می توانند تمام دنیا را عوض کنند، البته فقط در صورتیکه معضل "مردسالاری" از جلوی پای آنها برداشته شود. رفتار این مدل خانم ها با آقایون اصلا مناسب و قابل قبول نمی باشد. شما می توانید آنها را به راحتی از شعار معروفشان تشخیص بدهید، چرا که همیشه زیر لب زمزمه می کنند : "تمام مردها با آلت خود فکر می کنند." بهتر است در هر شرایطی از آنها دوری کنید.

2- خانم های پولکی
خیلی ساده و راحت: او تنها به خاطر پول با شما رابطه برقرار می کند. او خیلی زود با شما صمیمی می شود. آنها از آقایون انتظار دارند که تمام هزینه های زندگی آنها را برآورده سازند، تنها به این دلیل که آنها از نظر زیست شناختی مونث هستند. آنها تصور می کنند که یک مرد باید هزینه نوشیدنی، شام، مسافرت، گل، جواهر و .. را بپردازند بدون اینکه هیچ گونه وظیفه جبران و یا تلافی بر گردنشان بیفتد. او هیچ چیز نیست جز یک انسان مادی. فکر می کنند که زنانگی شان از طلا درست شده است و میلیون ها دلار می ارزد. او یک  طماع دغل باز است. او فقط به فکر بر آورده کردن نیازهای خودش است و برای دیگران هیچ اهمیتی قائل نیست. و بهتر است که حواس خود را جمع کنید، چراکه عده بسیاری از دخترهای جوان جزء این گروه قرار دارند.

3- خانم های رمانتیک
این نوع خانم ها زندگی خود را بر طبق فیلم های عاشقانه و کتاب های رمان سپری می کنند. او هر شب به تنهایی به خانه می آید و مجله های مربوط به عروسی را ورق می زند و در عین حال در انتظار شاهزاده ای است که با اسب سفیدش از میان آسمان به زمین فرود آید و او را سوار بر اسب سفیدش کرده ، به جایی ببرد که هیچ مشکلی وجود نداشته باشد، تا بتوانند به خوبی زندگی کنند. آنها دخترهایی هستند که توسط پدر و مادرها و خانواده هایشان نازپرورده بار آمده اند و چیزی از واقعیات زندگی، نظیر پرداخت صورتحساب ها و تمیز کردن دستشویی ها نمی دانند. او انتظار دارد کسی تمام مدت از او مراقبت و نگهداری کند، شب ها ملافه را بر رویش بکشد و تمام شب بر بالینش بیدار بماند تا مبادا او خواب بدی ببیند و بترسد. فرار کنید!

4- خانم های بدگمان
این خانم تمام خصوصیات منفی افراد رمانتیک را با خود به همراه دارد. او همیشه جزء "زخم خوردگان" اجتماع است. کسی که در روابط گذشته خود شکست خورده و به طور ناخودآگاه از برقراری ارتباط مجدد واهمه دارد. ارتباط شما با این افراد به جایی راه نمی برد، چرا که آنها در ابتدا علاقه فراوانی از خود نسبت به شما نشان می دهند، اما پس از چندی اثری از آن باقی نخواهد ماند. و این چرخه همچنان ادامه پیدا می کند. شما همیشه در رابطه خود با او سردر گم هستید.. با شما قرار ملاقات می گذارد و معاشقه راه می اندازد، اما رابطه شما فراتر از یک دوستی ساده نمی رود. تنها چیزی که تحویل شما می دهد یک مشت معذرت خواهی بیهوده است. هیچ وقت به اندازه کافی برای شما زمان ندارد؛ شما هم که به اندازه کافی غم و غصه برای خودتان دارید، پس بهتر است با چنین زنی ارتباط برقرار نکنید.

5- خانم های عصبانی
مثل خانم های فمینیست خانم ها عصبانی نیز دل خوشی از مردها ندارند. آنها به مردها اهانت می کنند، و می توانند بدی ها و خطاهای تمام مردانی را که از ابتدای زندگی با آنها ملاقات کرده اند را به سادگی به خاطر بیاورند. برای خانم عصبانی چیزی به عنوان "مرد خوب" وجود ندارد و تمام مردها "احمق" و "عوضی" و "کثیف" هستند. خون آنها از دست مردها به جوش می آید و در هر لحظه می توانند مانند یک کوه آتشفشان منفجر شوند. برقرای ارتباط با این نوع خانم ها مساوی است با ورود به تراژدی و داد و فریاد ، پس بهتر است عقب بایستید.

6- خانم های نامطمئن
در نگاه اول چنین خانم هایی خیلی خوب جلوه می کنند؛ با شما به مهربانی رفتار می کنند و خوش مشرب هستند. اماچیزی نمی گذرد که ترس های درونی اش پدیدار می شوند.  روزی 10 مرتبه به شما تلفن میزند تا بپرسد "رابطه در چه حالی است؟" یا اینکه "تنها می خواهد صدای شما را بشنود." او می خواهد مطمئن شود که به اندازه کافی جذاب است؛ دائما نگران آرایش صورت و موها و همینطور لباس هایش می باشد. او محتاج و نیازمند است و همواره با این ترس زندگی می کند که مبادا آقا او را به خاطر "خانم بهتری" ترک کند. این دسته از افراد خیلی زود خود را آویزان شما می کنند.

7- خانم های هرزه
اخلاق این خانم ها واقعا عجیب و غریب است. آنها افراد نا مطبوعی هستند که به دیگران با چشم حقارت نگاه می کنند و فقط به خودشان اهمیت می دهند و اصلا مهم نیست که قلب دیگران را بشکنند و آنها را آزرده خاطر سازند. بیشتر خانم های هرزه به فکر پول و مال و منال نیز هستند درست مثل خانم های پولکی. آنها معمولا خوش قیافه و خوش لباس هستند و به راحتی با اخمی که در چهره دارند قابل شناسایی می باشند.

8- خانم های منم منم
مثل خانم هرزه، خانم منم منم نیز فقط برای خودش ارزش قائل است. او می خواهد که همیشه مرکز توجه قرار گیرد و هر کاری که می خواهد انجام دهد و هر کجا که می خواهد برود. او خود خواه و خود محور است. شیفته خودش می باشد و به عنوان "دختر کوچولوی بابایی" بزرگ شده، و انتظار همان توجهات را از شما دارد. هر چند این امکان وجود دارد که شما از مصاحبت دخترهای لوس و مامانی لذت ببرید، اما باید تا آنجا که می توانید خود را از آنها دور نگاه دارید.

9- خانم های نا امید
شرایط هر طوری که می خواهد باشد این خانم فقط به ازدواج فکر می کند – آن هم همین حالا – برای او مهم نیست که شخص مورد نظر چه کسی است و شغل او چیست. تا زمانی که مردانگی داشته باشد، می تواند او را راضی نگه دارد. مراقب این یکی هم باشید!

10- خانم های دمدمی
او در ابتدا از خیلی چیزها چشم پوشی می کند که همین امر باعث جذب شدن مردها به سمتشان می باشد. او به شما چیزی را تحویل می دهد که دقیقا توقع شنیدش را دارید؛ اما زمانیکه رابطه عمیق تر شده (یا به ازدواج کشیده می شود) شما تازه با چهره حقیقی او آشنا می شوید. بانوی عزیز شما یک شبه، تبدیل به یک آدم حریص، طماع، پولکی، و حیوان صفت می شود که اگر به خواست هایش نرسد شما را عذاب خواهد کرد..

11- خانم آزار دهنده
معمولا این مدل خانم ها از یک کیلومتری قابل تشخیص هستند. آنها با شما معاشقه می کنند و جاذبه های جنسی شان را به نمایش می گذارند. گاهی اوقات به دنبال مردهای پر سن و سال تر هستند. آنها اغلب مردها را از نظر جنسی تحریک می کنند و بعد راه خود را می گیرند و می روند. آنها مردها را مانند زنبورهایی که به سمت عسل کشیده می شوند به سوی خود جلب می کنند. هر طوری که با شما رفتار کنند، هیچ گاه نباید به آنها اعتماد کنید زیرا اگر مرد بهتری را پیدا کنند به سادگی آب خوردن از شما دل کنده و به سمت او می روند.

12- خانم قدرت طلب
آنها انسان های پستی هستند که می خواهند قدرت کنترل تمام امور زندگی شما را به دست گیرند. آنها به شما می گویند چه لباسی بپوشید، کجا بروید، با چه کسی صحبت کنید، با چه کسانی می توانید دوست باشید، چه چیزی می توانید بخورید... و خلاصه همه چیز. و اگر بخواهید در مقابل عقاید آنها از خود مقاومت نشان دهید، اخم هایشان در هم فرو می رود، شما را از سکس محروم می کنند، گریه و زاری راه می اندازند و از هر سلاح و تاکتیک دیگری که بلد هستند کمک می گیرند، تا شما را از پای در آورند و چاره دیگری جز سر فرود آوردن در مقابل خواست هایشان را برایتان باقی نخواهند گذاشت. 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 1:5  توسط یه تنها  | 

زندگی نامه ی بهرام رادان

نام : بهرام رادان
تاریخ تولد:  8 اردیبهشت 1358
او را به جرات می توان یک استعداد تمام عیارو یک حادثه کم سابقه سینمای ایران دانست. اگر چه حضور اولش تنها به یک چهره و چشم آبی و زیبا محدود می شد ، اما رادان ثابت کرد که می تواند در حد و اندازه های یک ستاره بدرخشد . انتخابهای بعدی رادان در عمده موارد ، آگاهانه او را به مسیری درست هدایت کرد که امروز می تواند با افتخار آن تندیس زرشک زرین را برای شور عشق نادیده بگیرید. بهرام متولد 1358 و کارشناس مدیریت بازرگانی است ، او در سال 78 در آموزشگاه هیوا فیلم بازیگری را آموخت و همان سال برای بازی در شور عشق ساخته نادر مقدس انتخاب شد . داستان عاشقانه فیلم و چهره جذاب دو جوان اول کار یعنی رادان و ومهناز افشار فروش فیلم به زیبایی شکوفا شد و او امروز خود را به نمایش بگذارد. استعدادهای درونی رادان در هر فیلم در هر فیلم به زیبایی شکوفا شد و امروز ستاره ای است که مورد توجه هر کارگردانی قرار گرفته و تقریبا هر نقشی را در کارنامه اش بازی کرده. حضور بعدی او درآبی به کارگردانی حمید لبخنده باز می گردد که سال 79 ساخته شد و او در کنار سوپر استاری چون هدیه تهرانی به زور آزمایی می پرداخت. ساقی را در کنار یکتا ناصر بازی کرد که همان سال ساخته شد . اما  چندان کار قابل توجهی نبود . سال 80 آواز قو از او به اکران در آمد که نقش مقابلش بر عهده ساره آرین بود. این فیلم ساخته سعید اسدی با فروش بسیار بالایی روبرو می شود و بازی رادان مورد توجه هئات داوران قرار می گیرد و او را کاندیدا دریافت جایزه نقش اول می کنند . از اینجا به بعد رادان می شود ستاره اول سینمای ایران که بالا طرفداران بیشماری مواجه بود. همان سال در تجربه فیلم کوتاه ابراهیم شیبانی با نام طلوع تاریک بازی می کند و اینگونه سال 80 را با موفقیت به پایان می رساند. محبوبیت رادان کارگردانان را متوجه او می سازد و همه به سویش هجوم می آورند.
سال 81 ،داریوش فرهنگ از او در رز زرد استفاده می کند که یک درام ترسناک نوجوان پسند بود. فیلم برداشتی ضعیف از اثر هالیوودی می دانم تابستان گذشته چه کردی ؟ که با استقبال مناسبی روبرو می شود. سپس در عطش ساخته محمد حسین فرح بخش بازی کرد که اثر چندان حرفه ای به شمار نمی رفت.بهروز افخمی در برگردان سینمایی یک اثر دشوار ادبی او را مورد ارزیابی قرار داده و این گونه فیلم عجیب گاو خونی ساخته می شود که رویکرد رادان به سینمای متفاوت و به دور از جنجال و جنبه های تجاری محسوب می شد.بازی در این نقش متفاوت به شدت مورد تحسین واقع می شود و رادان ثابت می کند که می تواند به عنوان بازیگر آثار هنری هم محسوب شود. سال 82 در سه کار درخشان به تم های بسیار متفاوت به عنوان بازی می کند که نشان از دقت انتخاب کارکترهای متفاوت داشت. ابتدا در ساخته درخشان بنی اعتماد با نام ننه گیلانه بازی می کند که از جمله بازی های اثر گذار و زیبای او به شمار می رود . او در این فیلم به نقش پسر فاطمه معتمد آریا که در بازگشت از جنگ دچار معلولیت جسمی شده و نامزدش تن به ازدواج ناخواسته داده است.رادان با نقش آفرینی خود در این قالب دشوار همه را انگشت به دهان می کند اما هیات داوران جشنواره بیست و سوم حضور او را نادیده می گیرند. سپس در اثر پر فروش شمعی در باد در کنار شهاب حسینی و حسام نواب صفوی به بازگویی مشکلات روز جوانان و مساله اعتیاد به قرص های توهم زا می پردازند . این دومین کار رادان با یک کارگردان خانم (پوران درخشنده )بود. سپس به تیم سربازهای جمعه مسعود کمیایی می پیوندد و در واقع به جای گلزار که از بازی در فیلم کنار کشید می آید، او در رستگاری در هشت و بیست دقیقه به کارگردانی الوند در سال 83 نقشی به شدت متفاوت را تجربه می کند و باز در کنار شهاب حسینی قرار می گیرد . ازدواج صورتی در نوروز 84 اکران می شود ،اما رویکردی منجر به شکست برای رادان در عرصه کمدی محسوب می شود. او بازی در ساخته آخر کمیایی با عنوان حکم را به پایان رسانده. مشغول بازی در تقاطع می باشد. بهرام رادان به خاطر بازی در شمعی در باد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول را تصاحب کرد.
در مورد  او:
 ا برادر به نام شهرام و یک خواهر به نام الهام و یک خواهر ناتنی به نام ژیلا دارد .
و حیوان خانگی او یک سگ است .
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 1:2  توسط یه تنها  | 

یانگوم

لی یانگ ا متولد 31 ژانویه 1971 در سئول هنرمند معروف کره جنوبی است که طرفداران زیادی در کشورهای مختلف دارد مخصوصا در شرق و کشورهای جنوبی آسیا.

زمانی که به عنوان مدل در تلویزیون ظاهر شد لقب بانوی اکسیژن را کسب کرد. در سال های اخیر او به عنوان دختر
دوست داشتنی و به خاطر چهره فرشته گونه اش قلب خیلی از طرفدارن را تسخیر کرده است. محبوبیت او در کشورهای آسیای شرقی به خاطر ایفای نقش در درام محبوب کره ای در نقش یانگوم بسیار افزایش یافت.

این درام آن قدر موفق بود که بسیاری از کشورها پس از پایان مجموعه آن را دوباره به صورت خلاصه پخش کردند.

در هنگ کنگ زمان پخش قسمت آخر سریال نصف جمعیت هنگ کنگ در منزل بودند فقط برای تماشای این سریال !
در چین میلیون ها بیننده سریال را می دیدند حتی اگر زمان پخش آن نصف شب بود. بعد از آن " لی یانگ ا " دعوت به بازدید از هنگ کنگ ، سنگاپور ، تایوان ،چین و ژاپن شد .

در 12 سال اخیر برای اولین بار ازدحام جمعیت شگفت انگیز بود. در چین، مدرسه ای بعد از اهدای مدرک خلبانی به لی، نام خود را به مدرسه ابتدایی لی یانگ ا تغییر داد.

دومین خط هوایی کره جنوبی یعنی ایژیانا برای ترویج و تبلیغ این سریال چهار نقاشی از پرتره لی در سریال تهیه و در بدنه هواپیمایش به نمایش گذاشت.

او در زندگی نامه اش به نام "عهد لی یانگ" در سال 2006 راجع به این که چگونه بازیگر شده است صحبت کرد.

او به یاد آورد که چگونه همکاری اش با اندی لو در سال 1991 برای تبلیغ شکلات باعث ورود او به کار صحنه شد.

در سال 1995 لی تصمیم گرفت برای یادگیری اصول بازیگری به مدرسه حرفه ای برود. از آن پس او برنامه ایفای نقش در کاراکترهای مختلف را تغییر نداد. مانند کاراکترش در سریال جواهری در قصر (یانگوم) و بعد از آن نقش بسیار متفاوت در فیلم "همراهی با بانوی انتقام" .

او گفت چیزی که نمی خواهد هیچ وقت آن را از دست بدهد بازی از ته قلبش است. لی جایزه بهترین بازیگر زن را از جشنواره فیلم اژدهای آبی در سال 2005 و Beaksang Art Awards در سال 2006 برای فیلم "همراهی با بانوی انتقام" به دست آورد.

در سال 2006 قراردادی دو ساله با کمپانی LG که کمپانی کره ای محصولات الکترونیکی است بست که مدل تبلیغاتی برای تمام محصولات الکترونیکی LG باشد. ضمن بستن این قراردادها او تورهایی ترویجی را به کشورهای آسیایی برگزار خواهد کرد
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 0:54  توسط یه تنها  | 

بازیگرهای توپ

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

باران كوثري: پدر و مادرم پارتي‌ام هستند

«باران كوثري» بازيگري است توانا و هنرمند كه در عين جواني، سال‌ها تجربه دارد، تجارب گرانبهايي كه از مادرش رخشان بني‌اعتماد و كارگردان نامي زن سينماي ايران كسب كرده است، او فرزند دوم بني‌اعتماد و جهانگير كوثري تهيه‌كننده سينماست، آخرين گفته‌هاي باران كوثري را بخوانيد، او از مادر، پدرش و زندگي شخصي‌اش براي ما گفت.
* * *
• در 25 مهرماه سال 64 در تهران به دنيا آمدم، ديپلم‌ام رو در رشته هنر گرفتم و فعلا كنكور هم ندادم؛ پدرم تهيه‌كننده سينماست و مادرم رخشان‌ بني‌اعتماد كارگردان سينما…
• اولين فيلمي كه بازي كردم پنج سالم بود.
• من بيشتر از هر مخاطبي نسبت به نقشم مسئولم شهرتي كه از طريق بازي به دست مي‌ياري موقعيت سينما به دست مي‌ياري و اثري كه با بازي و ساختن يك فيلم مي‌توني رو مخاطب تاثير بذاري پس بايد از اين شرايط خوب استفاده كني.
• به نظرم بازيگر خوب بازيگري است كه هر وقت مي‌ره جلوي دوربين فكر كنه اولين سكانسشه و دست و پاش بلرزه، كساني كه اعتماد به نفس بالايي در كار بازيگري دارند موفق نمي‌شوند.
• من از اون دسته بازيگراني هستم كه نقش روبه‌روم برام مهمه، بازيگران سخاوتمند زيادي داريم، مثل گلاب آدينه و آقاي محجوب كه واقعا تجربه‌هاشون رو در اختيار بي‌تجربه‌هايي مثل من مي‌گذارند و خيلي حرف براي گفتن دارند.
• اگر بازيگر باشي، مي‌موني، خيلي‌ها با پارتي اومدند و رفتند ولي پرويز پرستويي مي‌مونه، نه تنها در سينماي ايران بلكه هاليوود و باليوود هم همين‌طور البته هستند كساني كه به خاطر چهره‌شون روي كار بيايند مثل بهرام رادان كه واقعا بازيگر جدي و عالي شد. بايد واقعي بازي كني، مردم ازت بازي مي‌خواهند، حتي اگر چهره نباشي و پارتي نداشته باشي.
• به جرات مي‌گم دينا اولين زن چادري در تلويزيونه كه براي بيننده قابل باور است، دينا مثل نسل خودش حرف مي‌زنه، دينا آدم تنهايي است و هيچ‌كس رو به جز پدربزرگ‌اش نداره، پس لوس كردنش، خنديدنش حاضر جواب بودنش و كل كل كردنش هم براي بابا بزرگشه، حتي وقتي جلوي عمو جليلش حاضر جوابي مي‌كنه به خاطر پدر بزرگشه، اما درست مثل نسل خودش برخورد مي‌كنه نه زياد مثبت و نه زياد منفي دينا، ديناست.
• يه شب كه همه خيلي خسته بودند من و آقاي محجوب يك سكانس حسي داشتيم و اون سكانس رو هشت بار گرفتيم چون تا نگاهمون به هم مي‌افتاد مي‌خنديديم، آقاي محجوب هم مي‌گفت تقصير توست چون من تا حالا سر پلان خنده‌ام نگرفته بود به هر حال آخرش اون سكانس رو فيلمبرداري كرديم ولي از صميمت آقاي محجوب در ذهن من فيلمبرداري شد كه تا آخر عمر فيلمش رو مرور مي‌كنم.
• بدترين خصوصيت باران كوثري لجبازي است.
• پدر، مادرم، دوست‌هايي هستند كه مي‌شد روشون حساب كرد.
• خصوصيت يك دوست خوب از نظر باران كوثري معرفت است.
.
• تنيس كار مي‌كردم اما حدودا دو ساله ورزش نمي‌كنم.
• همه آدم‌ها رو بايد خوب بدوني، مگه اين‌كه خلافش ثابت شه و اگر ثابت شد هم جرات گذشت رو به خودت بدي.
• بدون سانسور و بدون رو دربايستي مي‌گم، مامان و بابا پارتي من بودند اما باران كوثري اگه لياقت داشته باشه مي‌مونه اگه پتانسيل داشته باشه بيننده رو جذب مي‌كنه.
• تو هنرستان ما يك كتابي داشتيم به نام مباني هنرهاي تجسمي كه من عاشق اون كلاس بودم.
• وقتي غمگين هستم گريه مي‌كنم، از گريه نمي‌ترسم اما جلوي هر كسي گريه نمي‌كنم.
• يك كاري دارم به نام «روز سوم» با خود آقاي حسين لطيفي كار مي‌كنم كه اوايل آبان در آبادان كليد مي‌خورد و من نقش يك دختر آباداني رو دارم.
• حسين لطيفي آدم خيلي عجيبيه و ديگر اين‌كه كار صاحبدلان خيلي برام ارزشمند است، جا دارد از همه عوامل تشكر ‌كنم، از گريم و لباس گرفته تا صدابردار و فيلمبردار و در نهايت آقاي محجوب كه كلي بهم انرژي دادند.

!

بعضی ها می گویند از مزایای مجردی هم بنویس. البته واضح و مبرهن است که مجردی هم مزایایی دارد که اظهرمن الشمس است!فکرش را بکنید...

 

1) وقتی مجردی رییس خودت و نوکر خودت هستی. کسی برایت برنامه ریزی نمی کند.هرکاری حال کردی و حالش را داشتی انجام می دهی.مجبور نیستی به میهمانی هایی که دوست نداری بروی و میهمان هایی را که دوست نداری تحمل کنی. مهمتر ازهمه این که اختیار ساعت خواب و بیداری ات با خودت است!

2) به عنوان یک پسر می توانی ازلباس زیرهای مامان دوزگل گلی استفاده کنی و به عنوان یک دختر می توانی اگر وقت نداشتی یک سری کارهای فوق برنامه مثل آن دسته از نظافت ها که مال زیر لباس است و به بهداشت هم ربطی ندارد، به تعویق بیندازی( پاستوریزه تر ازاین نمی توانستم توضیح بدهم!)
... کسی هم شما را متهم به بی توجهی به خودش نمی کند!

3) آشپزی؟؟ تعویض واشرشیرآب و لامپ سوخته؟؟ اتو کشی؟؟ خرید هفتگی؟؟
بابا بگذار بخوابیم صبح جمعه ای!

4) حتما می دانید که هرکدام از روش های پیشگیری از بارداری، برای خودشان عوارضی دارند.
وقتی مجردی اصلا ذهنت را با فکر کردن برای انتخاب یکی از این روش ها خسته نمی کنی و خودت را در معرض عوارض آنها قرار نمی دهی!

5) دلایل اقتصادی را هم نمی شود نادیده گرفت... ببینم، تو دوست داری حقوقت صرف خرید کولرو بخاری وچشم روشنی و اجاره خانه بشود یا کارت اینترنت و پرداخت قبض موبایل؟!

6) باجناق فامیل نمی شود، جاری و خواهرشوهرهم که اصلا آدم به حساب نمی آیند!
حالا چه اصراری داری خودت را باجناق یا زن برادرکسی بکنی؟! حوصله داری می خواهی با مادرشوهر یا مادر زن درگیر بشوی؟!

7) اگرمجرد باشید هیچ وقت کسی ازجنس مخالف را نخواهید دید که با دیدنش توی دلتان بگویید:"کاش من هنوز مجرد بودم!"(اَه اَه، چه مجردهای هوسبازی! خجالت نمی کشید؟!)

8) هیچ می دانستید که همین"مجرد بودن"، به خودی خود خیلی جاها ازعوامل جذابیت شما برای دیگران به حساب می آید و باعث زودتر راه افتادن کارتان می شود؟!

9) شاکی هستید که زندگیتان یک چیزی کم دارد؟
این خیلی بهتراست تا آن که ازدواج کنید و به این نتیجه برسید که توی زندگیتان یک چیزی اضافی است!!

10) خلاصه که به قول یکی از بزرگان:
" آدم متاهل، آدمی است که گذشته ای داشته است اما آدم مجرد آدمی است که آینده در برابر اوست"!!
فعلا همین ده تا را داشته باشید تا بعد... راستی شما چیزی به ذهنتان نمی رسد؟!


مهدي سلوكي در 14 خردادماه سال 1361 در اصفهان به دنيا آمد، پدرش افسر نيروي هوايي ارتش و اصالتا تهراني است، زماني كه مهدي به دنيا آمد، سرهنگ سلوكي مامور به خدمت در پايگاه هشتم شكاري نيروي هوايي در اصفهان بود و به همين دليل شناسنامه‌اش را در اصفهان گرفتند پس از پايان ماموريت پدر به همراه خانواده به تهران بازگشت و در محله نارمك تهران سكني گزيد.
مادر او اصالتا اراكي است، فرزند اول خانواده محمد در سوم اسفندماه سال 1358 به دنيا آمد، او مجري شبكه تهران است. خانواده سلوكي‌ها اصيل و متعصب و مذهبي‌اند. پدر و مادر هر دو تحصيلكرده و اهل فرهنگ و هنر بودند.
دوران كودكي مهدي مثل بقيه پسر بچه‌ها، به شيطنت گذشت، در مجتمع مسكوني پايگاه هشتم شكاري مهدي اغلب اوقات با همراهي برادرش مشغول بازي‌هاي كودكانه بود.
مهرماه سال 1367، مهدي به كلاس اول رفت، از آنجا كه محمد در كلاس پنجم همان دبستان درس مي‌خواند، ديگر بچه‌هاي مدرسه حريف شيطنت‌هاي او نمي‌شدند. مهدي بسيار باهوش و با استعداد و پرحافظه بود، اما به خاطر همان شيطنت‌ها فرصت كمتري براي درس خواندن مي‌گذاشت و هميشه شب امتحان براي نمره زحمت مي‌كشيد! برادرش هم به او كمك مي‌كرد و اين روال در دوران راهنمايي هم ادامه داشت تا اين‌كه وارد دبيرستان شد. مهدي هنرستان و رشته گرافيك را برگزيد در حالي كه در كودكي خود و خانواده‌اش آرزوي مهندسي، خلباني و پزشكي داشتند. او در هنرستان مالك اشتر تهران، درس خواند و در همين مقطع هم بود كه جذب كار هنري و تلويزيوني شد تا آنقدر سرش شلوغ شود كه
ديگر زياد به درس‌ها نرسد. البته مسير آينده‌اش را هم انتخاب كرده بود و گرافيك ديگر به كارش نمي‌آمد. او سال 79 ديپلم گرافيكش را گرفت و ديگر تمام وقت روي كار هنري و حرفه‌اي زوم كرد و انرژي گذاشت.
پس از پايان دوران خدمت سربازي و در شرايطي كه چند مجموعه بازي كرد و چند برنامه را به عنوان مجري در كارنامه داشت، احساس كرد كه در دانشگاه بايد شركت كند، به همين دليل براي كنكور خواند و در رشته بازيگري دانشگاه آزاد اراك قبول شد، منتهي حجم بالاي كار و كمبود وقت اجازه داد، او تا ليسانس پيش برود. گفتني است مهدي سلوكي نقاشي چيره‌دست است.
درباره او مي‌گويند: هميشه معلم‌ها و ناظم‌ها از دستش شاكي بودند و هر روز يك جاي بدنش درد مي‌كرد تا اجازه بگيرد و به منزل برود! ديگر همه دستش را خوانده بودند، اما مهدي آنقدر طبيعي نقش بازي مي‌كرد كه اصلا جرقه بازيگر شدنش هم توسط يكي از معلمان زده شد و روزي به او گفت: تو بهتر است بروي هنرپيشه شوي!
مهدي از كودكي نقاش قابلي بود تا جايي كه نزديكانش وقتي مي‌خواستند در هنر براي او آينده‌اي تصور كنند، او را در جايگاه يك نقاش حرفه‌اي و مشهور مي‌ديدند. عشق به نقاشي باعث شد او پس از دوره راهنمايي قيد دبيرستان و
خلباني و پزشكي را زده و وارد هنرستان گرافيك شود. زماني كه ماجراي بازيگر شدنش پيش آمد، هنوز نقاشي هنر اول مهدي بود و تا قبل از پخش مجموعه نرگس مهدي نيز در تمام مصاحبه‌هايش رسما مي‌گفت كه بازيگري نه شغل اول اوست و نه عشق و هنر اول و هميشه تاكيد داشت كه نقاشي را ترجيح مي‌دهد اما امروز ديگر چنين نيست. مهدي حتي تجربه برگزاري نمايشگاه نقاشي را هم با يكي از دوستانش دارد؛ چندي پيش نمايشگاهي به نام «سحرآميز» برگزار شد. مهدي در ميان ساير هنرها به خطاطي هم مسلط است اصلا خط خوش در خانواده سلوكي‌ها ارثي است و پدر و برادرش هم بسيار خوش خط هستند.
رانندگي پشت فرمان اتومبيل به همان اندازه كه براي مهدي جذابيت تفريحي دارد، براي خانواده و دوستدارانش نگران‌كننده است چون او عاشق سرعت بوده و حتي در زندگي خصوصي هم معمولا با سرعت تصميم گرفته و عمل مي‌كند! البته مهدي راننده ماهر و باتجربه‌اي است، اما به دليل همين سرعت به طور متوسط هرماه تصادفي مي‌كند و هرگز كسي اتومبيل او را سالم نديده! (اولين ماشين او رنوي سفيد بود، بعد پرايد خريد و حالا 206 سبز دارد)…
او عاشق پرسپوليس و رئال مادريد است، از بازي برزيل هم خوشش مي‌آيد، بهترين بازيكن فعلي ايران را علي كريمي و جهان را رونالدينيو مي‌داند. او بهترين فوتباليست‌هاي تاريخ ايران و جهان را، احمدرضا عابدزاده و مارادونا مي‌داند… بهترين دوست ورزشي‌اش «علي انصاريان» است. بهترين شهر ايران را شيراز و بهترين مقصد براي سفر را شمال مي‌داند… بهترين رنگ از نظر او قرمز است
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 0:51  توسط یه تنها  | 

برو حال کن

نام كامل:ANGELINA JOLIE VOIGHT
تاريخ تولد: 4 جون 1975.
محل تولد: لس انجلس آمريكا.
شغل: بازيگر و مدل.
قد: 170 سانتي متر.
وزن: 58 كيلو گرم.
علت شهرت: ايفاي نقش در فيلم GIA در سال 1998.
نام پدر:JON VOIGHT---شغل: بازيگر اسبق.
نام مادر:MARCHELINE BERTRAND---شغل: بازيگر اسبق.
* در سال 1976 از يكديگر طلاق گرفته اند.
نام برادر:JAMES HAVEN VOIGHT---شغل: كارگردان.
شوهران:
1- JONNY LEE MILLER---شغل: بازيگر--تاريخ ازدواج: 1996 ----تاريخ طلاق: 1999.

2-BILLY BOB THORNTON----شغل: بازيـگر، كارگردان و
فيلم نامه نويس-- ازدواج: 1999 ----طلاق: 2002.
روابط ديگر:
* TIMOTHY HUTTON---شغل: بازيگر--- بين سالهاي 1998 تا 1999.
تحصيلات: از سن 11 سالگي در كلاسهاي آموزش تئاتر ثبت نام كرد. دوران متوسطه را در دبيرستان بورلي هيلز به اتمام رسانيد. در دانشگاه نيويورك نيز راه يافت اما خيلي زود از آنجا انصراف داد.
فرزندان:
1-پسر:MADDOX JOLIE----اهل كامـبوديـا مي بـاشد كه
تـوسـط آنـــجلينا در سال 2002 به فرزند خواندگي پذيرفته
شد.

2- دخـتـر: ZAHARA MARLEY JOLIE----- اهــل اتـيـوپـــي
مي بـاشــد كــه والدينش بر اثر بيماري ايدز جان باختند و
انجلينا وي را نيز در سال 2005 به فرزند خواندگي پذيرفت.

جوايز دريافتي: بهترين بازيگر، بهترين بازيگر پشتيبان از
سوي ACADEMY AWARD و GOLDEN GLOBE.


فيلمهايي كه در آنها نقش آفريني كرده است:
Lookin' to Get Out (1982)
Cyborg 2 (1993)
Angela & Viril (1993)
Alice & Viril (1993)
Without Evidence (1995)
Hackers (1995)
Mojave Moon (1996)
Love Is All There Is (1996)
Foxfire (1996)
Playing God (1997)
Gia (1998)
Hell's Kitchen (1998)
Playing by Heart (1998)
Pushing Tin (1998)
The Bone Collector (1999)
Girl, Interrupted (1999)
Gone in Sixty Seconds (2000)
Lara Croft: Tomb Raider (2001)
Original Sin (2000)
Life or Something Like It (2002)
Trading Women (2003)
Lara Croft Tomb Raider: The Cradle of Life (2003)
Beyond Borders (2003)
Taking Lives (2004)
Shark Tale (2004) (voice)
Sky Captain and the World of Tomorrow (2004)
The Fever (2004)
Alexander (2000)
Mr. and Mrs. Smith (2005)
The Good Shepherd (2006) (comming soon)


مطالبي در رابطه با انجلينا جولي:
1- آنـجـلينا جـولي در كـودكـي آرزو داشتـه مـديـر مراسم
تدفين گردد.
2- وي بـا پـدرش مـيــانه خوبي ندارد به همين منظور نام
خانوادگي خود را حذف كرده است.
3- او در لندن و نيويورك بــعـنوان مدل مشغول بكار است.

4-آنجلينا جولي چپ دست ميباشد.
5- خالكوبيهاي متعدد بدنش از مشخصات بارز وي بشمار
مي رود.
6- آنجلينا جولي از سال 2001 تاكنون به عنوان سفيرويژه سازمان ملل در حوزه پناهندگان مشغول به فعاليت ميباشد. وي همچنين گهگاهي به كشورهاي جهان سوم و فقير مسافرت ميكند.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 0:47  توسط یه تنها  |